کجایند آن گروه دلباخته حق، که چون به یاری اسلام فراخوانده شدند آن را اجابت کردند؟ کجایند آنان، که چون آیات قرآن را خواندند، احکام آن را محکم و استوار ساختند؟ کجایند آنان، که چون ایشان را به جهاد فراخواندند پس شیفته و شیدای نبرد در راه خدا گشتند؟ کجایند آنان که در صحنه پیکار شمشیرهایشان را از غلاف بیرون کشیده، هر گوشه از میدان نبرد را دسته دسته و صف به صف فرا میگرفتند؟
آنان جوانمردانی بودند که در پایان هر مصاف، از بقایای زندگان ِ بازگشته از کارزار سپاه خود شادمان نمیشدند و از بابت مرگ سرخ کشتگانشان از کسی تسلیت نمیخواستند. چشمانشان از شدت گریه خوف بر درگاه جلال ِ ربوبی، به سرخی گراییده، شکمهایشان بر اثر روزه لاغر گشته، پوست لبشان بر اثر مداومت بر دعا و ذکر حق، خشکیده، رنگ رخسارشان از فرط شببیداری زرد گشته، و غبار فروتنی و تواضع چهرههایشان را پوشانده بود.
آنان برادران ِ من بودند که از این سرای فانی سفر کردند. پس سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و از اندوه فراقشان انگشت حسرت بر لب بگزیم.
حضرت امام علی ابن ابی طالب
نهج البلاغه، کلام 120
برچسب: برادران,
نویسنده: مریم کوهی
تاريخ: چهارشنبه
22 آذر
1396 ساعت: 22:43